أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

66

تجارب الأمم ( فارسى )

نهادند و خوردند و آشاميدند و سپاس گويان از آنجا بيرون شدند . كار منوچهر آن بود كه بود و ما از آن ياد كرده‌ايم . [ رايش بن قيس ] به روزگار او ، رايش بن قيس بن صيفى بن يشجب بن قحطان كه از شاهان يمن بود به كشور گشايى برخاست . نام وى حارث بود . به هند لشكر كشيد و غنيمت‌هاى كلان بگرفت . مردى از ياران را به نام شمر عطّاف به توران فرستاد و شمر از راه آذربايگان كه در آن هنگام در دست ايشان مىبود به توران رفت و از آنان بكشت و دربند كشيد و خواسته‌ها به تاراج گرفت . [ ذو منار ] پس از رايش ، پسرش ذو منار به كشور گشايى پرداخت . وى را ذو منار بدان ناميدند كه : چون به جنگ سرزمين باختر رفت و از خشكى و دريا در آن پيش تاخت ، در راه بازگشت ، از نابودى سپاهيان خويش بترسيد و منارى ساخت تا راهنماى ايشان گردد . [ ذو الاذعار ] ذو منار ، آن گاه پسرش را به دور دست‌هاى باختر گسيل داشت و پسر در آنجا به غنيمت و خواسته‌اى رسيد و با اسيرانى كه اندامى ناخوش داشتند به نزد پدر بازگشت و چون مردم از آن اسيران مىترسيدند او را ذو الاذعار [ 1 ] خواندند . [ 17 ] من از ايشان ، در اينجا بدان ياد كرده‌ام كه يادشان به ياد منوچهر پيوسته است ، نيز بدان روى كه پارسيان گويند كه شاهان يمن كارگزاران شاهان پارسى بوده‌اند و رايش از سوى منوچهر به جنگ توران و ديگران رفته بوده است . ليك ، تازيان اين سخن را نپذيرند و پندارند كه پادشاهيشان هرگز از سوى كسى نبوده است و سر خود بوده‌اند .

--> [ ( 1 ) ] ذو الاذعار : اذعار جمع ذعر است كه معنى آن ترس است . پس ذو الاذعار يعنى صاحب ترسها كه مقصود صاحب اسيران ترسناك است .